نمایش از 21 خرداد 1392
پرینت

 

سلام بچه‌ها، رویم سیاه، خیلی وقت است به دلیل مشغلهٔ زیاد نتوانسته‌ام با شما حرف بزنم. اما هر روز به سایت سر زده و پیام‌هایتان را خوانده‌ام و عکس‌هایی را که فرستاده‌اید دیده‌ام. از حال و هوای کامنت‌هایی که گذاشته‌اید تقریبا می‌توانم حدس بزنم که هر کدامتان دارای چه روحیه و طرز تفکری هستید، وجه مشترک همگی شما حساسیت و دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به مسائل مربوط به طبیعت و محیط زیست است. اغلب شما فعالید و خستگی‌ناپذیر و به تاثیر هر قدمی که برمی‌دارید امیدوارید. اما متاسفانه برخی از شما کم روحیه و مایوسید و قافیه را به اپوش باخته‌اید!

بچه‌های من کمی فکر کنید اگر هر یک از شما مثل ریحانهٔ عزیز جلوی در خانه یا باغچه‌های کوچه‌تان یک نهال بکارد و هر روز به آن آب بدهد، چه تاثیری توی محله گذاشته است؟ کافیست رهگذران یا بچه‌های محل شما را ببینند، به طور قطع روی آنها تاثیر می‌گذارد و باعث تشویق آنها به این کار می‌شود. مایوسانه فرض می‌کنیم که این اتفاق هم نیفتد، حداقل یک درخت به درخت‌های محلهٔ شما اضافه شده است.

من خودم همین امروز صبح باغچهٔ جلوی در دفترمان را با دست خودم جارو کردم، آشغال‌ها و فیلترهای سیگار را که سطح خاک را پوشانده بود جمع کردم و به باغچه آب دادم. حال خودم که خوب شد!

چند نفر از شما نوشته بودید که در این روز و روزگار کدام بچه‌ای حاضر است دل از لپ تاپ و تبلت و این جور چیزهایش بکند و مثلا عضو یک گروه در ساختمان یا محله‌شان شود و برای محیط زیست فعالیت کند!؟ به این می‌گویند ناامیدی محض... اگر استدلال شما درست باشد پس من هم دیگر نباید سریال‌های آموزشی و اجتماعی بسازم، من هم باید مثل خیلی از همکارانم بروم سراغ سریالهای آبکی و بی‌محتوا که به مراتب بیننده‌اش بیشتر از کارهای هدفمند است.

بچه‌ها... بچه‌های غرغرو و ناامید، دل من به شما خوش است... من موفق شدم با همین سریال آب پریا که به نظر خیلی‌ها لوس و بی‌مزه و غیر جذاب بوده با شما آشنا شوم و ارتباط برقرار کنم، پس من پیروز شدم. شما هم اگر حتی یک نفر، یک دختربچه یا پسربچه را در اطراف‌تان متوجه زیبایی و نظم طبیعت کنید، موفق شده‌اید. پس غر نزنید. از خلاقیت‌های‌تان کمک بگیرید و راه حل پیدا کنید.

برای بچه‌های کوچولوی خانواده‌تان قصه‌های قشنگ دربارهٔ حیوانات بگویید، عکس‌های زیبای طبیعت را نشان‌شان بدهید، برای‌شان کتاب‌هایی بخرید که دربارهٔ حیوانات و طبیعت باشد... دست‌شان را بگیرید ببرید توی حیاط، کوچه و پارک، مورچه‌ها را نشان‌شان بدهید، بچه‌های این دوره و زمانه سالهاست مورچه‌ها را نگاه نمی‌کنند، اصلآ نمی‌دانند مورچه‌سواره چیست؟ توجه آنها را به پرنده‌ها جلب کنید... برای پرنده‌ها دانه بریزید تا آنها هم یاد بگیرند. برایشان کرم ابریشم بخرید و به آنها بیاموزید که چگونه از آن مراقبت کنند. به بزرگترهای‌تان یاد بدهید که نان خشک را به جای اینکه بیاندازند در سطل زباله، بگذارند سر دیوار برای پرنده‌ها... ته ماندهٔ غذا را بگذارند گوشهٔ حیاط برای گربه‌ها، پوست میوه و سبزیجات را بریزند توی یک سطل یا گلدان تا تبدیل شود به کمپوست.

به این ترتیب حداقل حجم زباله‌ها کاهش پیدا می‌کند. شما باید به بزرگترهای‌تان هم آموزش بدهید، یاد دادن به آدمهای گنده سخت‌تر از آموزش به بچه‌هاست. آنها را وادار کنید با کیسه‌های دائمی به خرید بروند و کمتر نایلون مصرف کنند. اگر هر یک از شما موفق شود یکی از این کارها را انجام دهد به طور قطع آیندهٔ بهتری خواهیم داشت.

عزیزانم از همهٔ شما که همچنان برایمان می‌نویسید متشکرم، از شما که عکس فرستادید، از دوستانی که تولد مرا تبریک گفتند، از همهٔ شما ممنونم و روی ماه همهٔ شما بچه‌های عزیزم را می‌بوسم.

راستی من ۶۲ سالم تمام شد! رفتم توی ۶۳ سال. درست سی سال پیش سال ۱۳۶۳ شهر موشها را ساختم و حالا بعد از سی سال می‌خواهم دوباره برای شما و بچه‌ها و نوه‌های‌تان شهر موشهای دوم را بسازم. برایم دعا کنید و به من دلگرمی بدهید.

باز هم می‌بوسمتان


مرضیه برومند، خرداد ۱۳۹۲

 
نمایش از 18 ارديبهشت 1392
پرینت

پیام‌ها و پیشنهادهای شما را دربارهٔ چگونگی ادامهٔ فعالیت این سایت خواندم. از توجه و محبت همهٔ شما علاقه‌مندان به سریال آب پریا و دوستداران محیط زیست سپاسگزارم. من هم مثل شما می‌دانم که طرح مشکلات و درددل دربارهٔ ناهنجاری‌های فراوانی که دامن‌گیر طبیعت زیبای سرزمین‌مان شده، خود به خود دردی را دوا نمی‌کند، باید به فکر روش‌های عملی و واقع‌بینانه‌ای باشیم که بتواند تاثیری هرچند اندک در بهبود این وضعیت اسفناک داشته باشد. از آنجا که امکانات‌مان محدود است و امیدی نیز به همراهی مسئولین مربوطه نداریم، باید خودمان دست به کار شویم و روشی را انتخاب کنیم که بتوانیم از عهدهٔ انجام آن برآییم.

به نظر من جلب توجه اطرافیان خودمان به ویژه بچه‌ها به مقوله‌های زیست محیطی و تشویق آنها به رعایت اصول اولیه نگاهداری از طبیعت می‌تواند به عنوان گام نخست مثمر ثمر باشد. برای آغاز عملی این حرکت، پیشنهاد می‌کنم هر یک از شما همراهان، از محل زندگی خودتان شروع کنید. خوشبختانه ایام تعطیلات مدارس نزدیک است. می‌توانید در کوچه و محله سکونت‌تان گروه‌های کوچک طرفدار محیط زیست تشکیل دهید و ضمن آموزش بچه‌ها آنها را تشویق به پاکسازی محل زندگی‌شان کنید و از مراحل مختلف این فعالیت‌ها عکس بگیرید و برای ما بفرستید.

بچه‌هایی که در پاکسازی کوچه و محله‌شان فعالیت موثر داشته باشند، از ما هدایایی به رسم یادبود به‌همراه  «نشان آب پریا» دریافت می‌کنند. ما هم سعی می‌کنیم به همراه پری‌ها به محله‌های پاکیزه سر بزنیم و نشان آب پریا را حضورآ به بچه‌ها اهدا کنیم و عکس آنها را در سایت قرار دهیم.

این حرکت می‌تواند در مناطق خارج از شهر نیز اتفاق بیفتد. بسیاری از شما در طول تابستان برای تفریح و ییلاق به مناطق مختلف سفر می‌کنید، پاک کردن حتی یک متر مربع از آلودگی طبیعت و اطراف رودها و جویبارها می‌تواند ما را یک گام به هدف‌مان که همانا گسترش فرهنگ توجه به محیط زیست است نزدیک کند. به نام خدا... بسم‌الله...

 مرضیه برومند  اردیبهشت ۱۳۹۲

 
نمایش از 03 ارديبهشت 1392
پرینت

امید عزیزم، افشین جان، مرضیه نازنین، نازنین مهربان، زهرا جان، ریحانه جان و همه دخترها و پسرهای خوبم که همچنان با ما هستید و برای‌مان پیام می‌گذارید، شرمنده، رویم سیاه که به دلیل گرفتاری و مشغله زیاد در پروژهٔ شهر موش‌ها وقت کافی برای پاسخ دادن به پیام‌های شما را ندارم، اما یقین داشته باشید که همه نوشته‌های‌تان را می‌خوانم و از محبت‌های شما نسبت به خودم و عشق‌تان به این سرزمین بی‌همتا نیرو می‌گیرم. من هم مثل شما دلم می‌خواهد ارتباط‌مان همچنان حفظ شود. حالا که آب‌پریا توانسته تا حدودی توجه مردم به ویژه بچه‌ها را به مسائل زیست محیطی جلب کند، حیف است که این فضای دوست‌داشتنی مجازی را از دست بدهیم. دلم می‌خواهد این وب‌سایت همچنان به کار خود ادامه بدهد و تبدیل شود به فضایی مناسب برای طرح مسائل مربوط به محیط زیست. بنابراین با پیشنهاد ریحانه موافقم. نظر شما چیست؟


 مرضیه برومند  اردیبهشت ۱۳۹۲

 
نمایش از 01 ارديبهشت 1392
پرینت

 

پریشان نمرده. پریشان دارد زنده می‌شود. دارد نفس می‌کشد، آب پری از چنگ اپوش رهیده و دست نوازشش را به تن خشک پریشان کشیده، پریشان می‌رود که سیراب شود، دوباره پر آب شود، این را پرنده‌ها زودتر از همه فهمیده‌اند، آنها دسته دسته به پریشان بازگشته‌اند تا حیات دوباره‌اش را با پرواز و آوازشان شادمانه جشن بگیرند...

آنجا را نگاه کنید... آنکه ایستاده کنار پریشان و با اشک شوق رقص بانوی خاکستری و جوجه‌های جوانش را روی آبی دریاچه نظاره می‌کند مهندس مهران است، تنهایش نگذارید.

 

 

 

 

 


 مرضیه برومند  اردیبهشت ۱۳۹۲

 
نمایش از 22 فروردين 1392
پرینت

 

دوستان عزیز، از اینکه با پیام‌های‌تان دل‌های ما را گرم و خستگی را از تن‌مان به در کردید بی‌اندازه سپاسگزاریم. به‌ویژه آنکه در لابه‌لای نوشته‌های‌تان توجه و علاقه به مسایل زیست‌محیطی و عزم و اراده برای تغییر وضعیت نابهنجار موجود آشکارا خودنمایی می‌کرد.
 
یقین داریم پیوستن ما خانوادۀ آب‌پریا به دوستداران محیط زیست و همدوشی با آنان در مسیر زدودن آلودگی‌ها و ناپاکی‌ها از چهرۀ طبیعت بی‌همتایمان، آینده‌ای روشن و پاک را برای سرزمین‌مان به همراه خواهد آورد. به همین سبب و برای تداوم ارتباط‌مان با یکدیگر در زمینۀ محیط زیست، تصمیم گرفته‌ایم وب سایت آب‌پریا را همچنان حفظ کنیم. این سایت می‌تواند بستر مناسبی باشد برای بیان مسایل و مشکلات زیست‌محیطی و همچنین طرح راه‌کارهایی که، بدون نیاز به همکاری با سازمان‌های دولتی، توسط خودتان انجام‌شدنی است.

دوستان! هریک از ما می‌تواند یکی از نواده‌های بی‌بی آب‌پری باشد و بکوشد تا پلیدی و ناپاکی را از چهرۀ زیبای سرزمین‌مان پاک کند. از شما دوستداران آب‌پریا می‌خواهیم نظرتان را دربارۀ این پیشنهاد و همچنین چگونگی ادامۀ این حرکت با ما در میان بگذارید. چشم به‌راه پیام‌هایتان هستیم.

 


 مرضیه برومند و گروه سازندگان آب‌پریا،  فروردین ۱۳۹۲

 
نمایش از 15 دی 1391
پرینت
 

مسائل مربوط به طبیعت و تخریب محیط زیست دیر زمانی است فکر مرا سخت به خود مشغول کرده، هر جا می‌روم و به هر سو که می‌نگرم چیزی نمی‌بینم جز نشانه‌های قدر ناشناسی و ناشکری انسان و بی احترامی به این همه زیبایی و نعمت و برکت که پروردگار مهربان به بشر ارزانی داشته است. شعار زیبای "طبیعت مظهر خداوند است"، در جای جای این سرزمین به چشم می‌خورد اما دریغ و افسوس که هر چه می‌بینم نشان بی احترامی به مظاهر خداوندی است.

در فرهنگ دینی و ملی ما احترام به عناصر طبیعی به ویژه پاسداری از آب همواره اهمیت ویژه‌ای داشته‌است. گذشتگان ما در این سرزمین کم باران، منابع آبی اندکشان را پاس داشته‌اند و با قناعت و سخت کوشی، بدون کمترین آسیب و کمترین بی‌احترامی و تخریب طبیعت روزگار گذرانده‌اند. حال ما وارثان ناباب گذشتگان در مدت زمانی اندک هر آنچه آنها برای ما به جا گذاشته‌اند را داریم نابود می‌کنیم. زمین را... هوا را... و آب را.

سریال آب‌پریا، ادای احترام من است به طبیعت شگفت‌انگیز این سرزمین، به کوههای سر به فلک کشیده‌اش و آسمان فیروزه‌ایش، به جنگل‌ها و بیابان‌های زیبایش، و به رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و چشمه‌های جوشانش.
کوشیده‌ام به زبانی ساده و شیرین توجه همه افراد خانواده، به ویژه بچه‌ها و نوجوان‌ها را به طبیعت پیرامونشان جلب کنم و آنها را از خطراتی که زمین یگانه ما را جداً تهدید می‌کند آگاه سازم. شاید تماشای این سریال بتواند تلنگری باشد به آنان که زیبایی‌ها و نعمت‌های سرزمین‌شان را نمی‌بینند و نمی‌شناسند و نادانسته کمر به نابودی آن بسته‌اند.

مرضیه برومند، دی ۱۳۹۱

 

توضیحی مختصر پیرامون بعضی سوال‌ها و انتقادات شما بینندگان محترم (۱)


دوستان و عزیزان بزرگ و کوچک من، از این‌که می‌گذارید نظرتان را دربارهٔ «آب پریا» بدانیم سپاسگزارم، نظرات شما به من و سایر همکارانم کمک می‌کند تا سریال‌های بهتر و جذاب‌تری بسازیم. باشد که از تماشای سریال‌های بی‌ارزش شبکه‌های ماهواره‌ای بی‌نیاز شوید. لازم می‌دانم در مورد چند نکته که در نوشته‌های شما تکرار شده، توضیح بدهم:


۱- برای این سریال، تنها مخاطب کودک مورد نظر ما نبوده، ما همهٔ افراد خانواده را نشانه گرفته‌ایم و امیدواریم شکل و محتوای این سریال برای همهٔ سنین قابل درک و جذاب باشد.


۲- برخی از شما به نوشابه خوردن برف پری و تاثیر احتمالی آن روی بینندگان ایراد گرفته‌اید، من هم مانند شما با نوشابه خوردن پری‌ها مخالفم، اما چه‌کنم که پری‌های قصهٔ ما هم مانند انسان‌ها گاهی و در برخی شرایط دچار خطا می‌شوند، آنها هم وقتی آب سالم و نوشابهٔ گوارا گیرشان نیاید مجبورند آب در بطری و نوشابهٔ گازدار بنوشند و چه بسا به آن علاقه‌مند هم بشوند! امیدوارم پری‌های ما تا اخلاقشان از این خراب‌تر نشده، هرچه زودتر خواهرشان را پیدا کنند و به سرزمین‌شان برگردند.


۳- دربارهٔ انتقاد برخی از شما از گریم ترسناک اَپوش و تاثیر آن روی بعضی از بچه‌ها باید بگویم، ترس نیز همچون غم و شادی و هیجان، واکنش طبیعی انسان در برابر رویدادهاست و به گمان من تجربهٔ آن در دنیای مجازی می‌تواند بچه‌ها را برای رویارویی با آن در دنیای واقعی آماده کند. اما دوستان من آیا چهرهٔ زشت اَپوش سریال ما از چهرهٔ زشت و آلودهٔ دشت‌ها، جنگل‌ها، رودها و جاده‌های سرزمین‌مان ترسناک‌تر است؟ ای کاش کودکان‌مان را طوری تربیت می‌کردیم که به نازیبایی‌ها و آلودگی‌های طبیعت پیرامون‌شان واکنش نشان می‌دادند و از آن وحشت می‌کردند، آن‌وقت شاید ما بزرگترها نیز قبل از آن‌که نگران تاثیر یک سریال-که به زودی به پایان می‌رسد و شاید فراموش شود-باشیم، نگران تاثیر سوء تخریب طبیعت بر سلامتی جسم و روح فرزندانمان بودیم.


مرضیه برومند، ۷ فروردین ۱۳۹۲


 

توضیحی مختصر پیرامون بعضی سوال‌ها و انتقادات شما بینندگان محترم (۲)

 

عزیزان من، خواهران، برادران و فرزندان نادیده‌ام، از این‌که در زمان پخش سریال آب‌پریا کم‌تر با شما تماس داشتم و برخی از سوال‌های شما را بی‌جواب گذاشتم پوزش می‌خواهم. اکنون، اگرچه با تأخیر، تلاش می‌کنم به چند نکته که در پیام‌های شما تکرار شده پاسخ بدهم:

متن سریال آب پریا براساس یک قصهٔ تخیلی نگاشته شده و استفاده از شخصیت‌های خیالی و اطلاق نام پری به آنها تنها به منظور ایجاد زمینه‌ای مناسب برای طرح مشکلات محیط زیست در قالبی سرگرم‌کننده بوده است. برخی از شما نوشته‌اید بهتر بود به جای «پری» از نام «فرشته» استفاده می‌کردیم. باید توجه شما را به این نکته جلب کنم که فرشته‌ها در دین ما مقدس‌اند و به‌کار گرفتن آنها در یک اثر نمایشی متضمن رعایت چارچوب‌های دینی و مذهبی است و حال و هوای سریال ما به هیچ وجه مناسب استفاده از فرشته‌ها به مثابه شخصیت‌های کمیک و خطاپذیر نبود. برخی از شما، پری‌های قصهٔ ما را با جن مقایسه کرده‌اید. اگرچه در بسیاری از متون کهن و فولکلوریک پری و جن یکسان توصیف شده‌اند، اما پری‌های قصهٔ ما جن نیستند و در واقع یادآور پری‌های سایر ملل جهان یا همان Fairy هستند که گاه توانایی‌هایی هم دارند. البته برای ترسیم شخصیت «بی‌بی آب‌پری» که همواره در متن داستان حضور دارد، گوشه چشمی به آناهیتا، که در اسطوره‌های ما نماد باروری و زایش و نگاهبان آب‌هاست، داشته‌ایم. باز هم خاطرنشان می‌کنم که استفاده از شخصیتهای خیالی و اسطوره‌ای در این سریال تنها به منظور انتقال بهتر پیام و خلق بستر دراماتیک مناسب بوده و به هیچ وجه هدف دیگری مد نظر نبوده‌است. به شما دوست یا دوستان عزیز نیز مادرانه توصیه می‌کنم به جای جستجو برای یافتن موارد شبهه‌برانگیز، به پیام اثر و قدرت تأثیرگذاری آن توجه کرده و ما را با راهنمایی دوستانهٔ خود در ادامهٔ راهمان یاری کنید.

شما بارها پرسیده‌اید که مخاطب هدف این سریال کدام گروه سنی است. این سوال را نه تنها در صفحهٔ اول این سایت بلکه در همهٔ مصاحبه‌هایم نیز پاسخ داده‌ام. من آب‌پریا را برای همهٔ افراد خانواده و تمامی گروه‌های سنی ساخته‌ام و صرف وجود عناصر تخیلی در یک فیلم، تعیین کنندهٔ مخاطب آن نیست، همان‌گونه که استفاده از عروسک در یک مجموعهٔ تلویزیونی برای کودکانه بودن آن کافی نیست. چنانچه یک اثر هنری دارای لایه‌های گوناگون باشد، هرکس به فراخور حال خود می‌تواند از آن بهره بگیرد.

یکی از شما دوستان به من خرده گرفتید که در فیلم پشت‌صحنه خودخواهانه حرف زده‌ام و زیاد مَن مَن کرده‌ام. اگر چنین به نظر آمده، عذرخواهی می‌کنم. اما دوست عزیز،  دربارهٔ چگونگی ساخت ابرک فکر نمی‌کنم حق با شما باشد. از قدیم گفته‌اند معما چو حل گشت آسان شود. ترکیب متریالی که ابرک با آن ساخته شده در پس زمینهٔ کروماکی و انتخاب شیوه‌های گوناگون در صحنه‌های مختلف کار آسانی نبود که خوشبختانه به همت بچه‌های عروسکی به شکل قابل قبولی انجام پذیرفت.

بسیاری از شما در قسمت مربوط به فرمان سوم بی‌بی، از رویش بنفشه‌های وحشی بنا به درخواست و التماس سبزپری خرده گرفته‌اید. باید اعتراف کنم که ما نیز هنگام نگارش این قسمت، برای به انجام رساندن دستور بی‌بی سخت سردرگم بودیم. از سویی، همکاری مردم برای جمع کردن زباله‌ها بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسید و با منطق داستان ما جور در نمی‌آمد. چرا که اگر چنین بود، در تمام مراحل دیگر نیز مردم دست به کار می‌شدند و تمام دستورات بی‌بی به سهولت انجام می‌شد! از سوی دیگر، می‌خواستیم دختر عباس آقا زودتر مهریه‌اش را بگیرد و به خانهٔ بخت برود. پس باید پری‌ها خودشان دست به کار می‌شدند، که شدند، مکانی که بنفشه‌های وحشی در آن  روییدند، همان مکان پوشیده از زباله بود که در صحنه‌های قبل دیده می‌شد. در صحنهٔ مورد نظر این مکان از زباله پاک شده بود. بی شک سبزپری خود دست به کار شده بود. شاید نشان‌دادن تصویری از تل زباله‌های جمع شده می‌توانست منطق این صحنه را روشن‌تر بیان کند.

پس از پخش فیلم‌های پشت صحنهٔ سریال آب پریا بسیاری از شما به درستی به ما خرده گرفتید که چرا در آن به موسیقی زیبای بهرام دهقانیار توجه نشده. حق کاملاً با شماست. اگر توجه کرده باشید، بسیاری از همکارانمان از جمله نویسندگان مجموعه نیز در پشت صحنه حضور نداشتند. راستش را بخواهید، می‌خواستیم در جلسهٔ دیگری از این همکاران دعوت کنیم که به دلایل متعدد انجام آن محقق نشد. همین جا سپاس و قدردانی خود را نسبت به بهرام دهقانیار که همواره با موسیقی زیبایش همراهی‌ام کرده اعلام می‌کنم و قول می‌دهم در اولین فرصت در همین سایت گفتگویی با او و دربارهٔ او داشته باشیم.

نکتهٔ دیگری که در فیلم پشت صحنه از آن غافل شدیم قدردانی و تشکر از همهٔ کسانی است که در شهرهای مختلف، بدون هیچ چشمداشتی ما را در ساخت آب‌پریا یاری کردند. سازمان‌های مردم نهاد شهرستان کازرون، به‌ویژه انجمن دوستداران محیط زیست سیزده فروردین و سید علی اکبر کاظمینی و همچنین سرپرست ادارهٔ محیط زیست کازرون آقای خداپرست نازنین و دوستان خوب‌مان در یزد و میبد، به‌خصوص استاد گرانقدر آقای پویا و آقای دهقان مهربان، کارشناس قنات که پذیرفتند برای کمک به ما نقشی را هم به عهده بگیرند، و دوستداران محیط زیست فومن و تالش و همهٔ آن‌هایی که دست‌مان را گرفتند. باز هم از همه متشکرم و از خدا می‌خواهم پیوسته سلامت و پایدار باشند.

در فیلم پشت‌صحنه متأسفانه نتوانستیم دربارهٔ همکار کوچک‌مان سروش مردانی و خانوادهٔ مهربانش حرف بزنیم. سروش باادب و نزاکت، باهوش و صبور همراه ما بود و جمع ما را با نشاط کودکانه‌اش طراوت می‌بخشید. از او و خانوادهٔ گرامیش سپاسگزارم.


مرضیه برومند، ۲۲ فروردین ۱۳۹۲

 


 

توضیحی مختصر پیرامون بعضی سوال‌ها و انتقادات شما بینندگان محترم (۳)

 

دوستان عزیز کازرونی، نمایش گرچه همواره ریشه در واقعیت دارد، الزاما جزء به جزء مبتنی بر رویدادهای واقعی نیست و تخیل نویسنده برای ایجاد زمینه‌های دراماتیک در آن نقش دارد. در طول تحقیقات‌مان دربارهٔ مسائل دریاچهٔ پریشان، فعالان محیط زیست کازرون برای‌مان تعریف کردند که بارها از سوی برخی سودجویان تهدید شده‌اند، بنابراین تصمیم گرفتیم برای تقویت انگیزهٔ مهندس مهران، که او نیز یک شخصیت تخیلی است، برای ترک دریاچهٔ پریشان و مخالفت همسرش با بازگشت او، اینگونه تصور کنیم که عده‌ای که منافع‌شان در گرو نابودی پریشان است او را تهدید کرده و به او آسیب رسانده‌اند. مسلماً وجود انسان‌های ناباب و نادرست به مفهوم زیر سوال بردن اکثریت انسان‌های شریف و دوست‌داشتنی آن منطقه نیست.

با درود به همهٔ مردم خوب کازرون و تبریک بابت جاری شدن برخی چشمه‌ها و بازگشت دوبارهٔ پرندگان به دریاچهٔ پریشان در روزهای آغازین سال ۱۳۹۲.


مرضیه برومند، ۲۶ فروردین ۱۳۹۲

 


 

خواهش می‌کنم نگویید خواهشاً

 

عزیزان من، دورتان بگردم، همانطور که با دیدن سریال آب‌پریا نسبت به مسائل محیط زیست حساس‌تر شده‌اید، به زبان زیبای مادری‌مان هم توجه داشته باشید و از آن پاسداری کنید. از شما می‌خواهم از به‌کار بردن کلمه‌های نازیبا و نادرست-حداقل در این سایت-پرهیز کنید. «خواهشاً» که نمی‌دانم از کجا وارد زبان ما شده، یک غلط فاحش است. «خواهش» فارسی و «تنوین» عربی است و ترکیب آن‌دو درست نیست. پس خواهش می‌کنم نگویید خواهشاً، گاهاً، تلفناً و...


مرضیه برومند، ۲۶ فروردین ۱۳۹۲

 
شما اینجا هستید:   آب پریا